فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسکون شدن

تأییدنشده

bewohnt werden عبارت

عبارت

  • مسکون شدنمَسکون شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ bewohnt werden

عبارت

منابع و ارجاع‌ها