فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهمان کردن

تأییدنشده

bewirten فعل

فعل

  • مهمان کردنمِهمان کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مهمانی دادنمِهمانی دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ bewirten

فعل

تلفظ
[bəˈvɪʁtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bewirtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bewirtendمعلوم، participle، حال
  • bewirtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bewirteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewirteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bewirteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewirtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewirtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bewirteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewirtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewirtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bewirteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bewirteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bewirteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewirtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bewirtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bewirtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bewirtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها