رفتن به محتوامهمان کردن
تأییدنشده
bewirten فعل
فعل
- مهمان کردنمِهمان کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مهمانی دادنمِهمانی دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ bewirten
فعل
- تلفظ
- [bəˈvɪʁtn̩]
همهٔ صورتها
- bewirtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bewirtendمعلوم، participle، حال
- bewirtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bewirteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bewirtمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bewirtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bewirteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bewirteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bewirtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bewirtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bewirtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bewirteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bewirtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bewirtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bewirteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bewirteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bewirtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bewirtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bewirteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bewirteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bewirtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bewirtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bewirtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bewirtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bewirtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bewirtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها