فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

موجب شدن

تأییدنشده

bewirken فعل

فعل

  • موجب شدنموجِب شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سبب شدنسَبَب شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ bewirken

فعل

تلفظ
[bəˈvɪʁkn̩], [bəˈvɪʁkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bewirktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bewirkendمعلوم، participle، حال
  • bewirktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bewirkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewirkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bewirkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewirkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewirktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bewirkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewirktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewirketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bewirkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bewirkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bewirktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bewirkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewirktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bewirktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bewirktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewirktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bewirktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer etwas bewirken will, muss große Worte finden.

کسی که می‌خواهد تاثیر بگذارد باید کلمات بزرگی پیدا کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #8057031), cojiluc (fa #12712058), tatoeba.org
منابع و مجوزها