فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مستدل

تأییدنشده

bewiesen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • مستدلمُستَدِل(beweisen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ثابت شدهثابِت شُده(beweisen)تأییدنشده
  • مبرهنمُبَرهَن(beweisen)تأییدنشده

دستور زبانِ bewiesen

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Ein Zusammenhang zwischen der Persönlichkeit und der Blutgruppe ist wissenschaftlich noch nicht bewiesen worden.

ارتباطی بین شخصیت و گروه خونی هنوز به طور علمی ثابت نشده است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5763501), cojiluc (fa #9809439), tatoeba.org
منابع و مجوزها