فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محافظت کردن

تأییدنشده

bewahren فعل

فعل

  • محافظت کردنمُحافِظَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نگه داشتنnegah dâštanنِگه داشتَنتأییدنشده
  • حفظ کردنhefz kardanحِفظ کَردَن[hefz kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ bewahren

فعل

تلفظ
[bəˈvaːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • bewahrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bewahrendمعلوم، participle، حال
  • bewahrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bewahrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewahreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewahrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewahreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bewahreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewahrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewahrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewahrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bewahreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewahrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewahretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bewahrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bewahrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewahrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bewahrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewahrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bewahrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewahrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bewahrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bewahrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bewahrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewahrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bewahrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir sollten versuchen, unsere natürlichen Ressourcen zu bewahren.

ما باید تلاش کنیم از منابع طبیعی‌مان محافظت کنیم.

Drei können ein Geheimnis bewahren, wenn zwei von ihnen tot sind.

سه نفر قادر به محافظت از یک راز هستند، اگر دو نفر از آنها بمیرند.

Frauen können jedes Geheimnis bewahren, wenn sie nicht wissen, dass es eines ist.

خانم‌ها می‌توانند هر رازی را نگه دارند، به شرطی که ندانند یک راز است.

Ich bewahre meinen Hammer in der Werkzeugkiste auf.

چکش ام را در جعبه ابزار نگه می دارم.

Regelmäßig die Hände zu waschen ist ein guter Weg, sich vor Krankheiten zu bewahren.

شستن منظم دستها یک راه خوب برای جلوگیری از بیماری‌ها است.

Gott bewahre mich vor jemand, der nur ein Büchlein gelesen hat.

خدا مرا از کسی که تنها یک کتابچه خوانده است محافظت کند.

Die Jugend heißt lernen, das Alter bewahren und nicht vergessen.

جوانی یعنی آموختن، پیری یعنی نگهداری کردن و فراموش نکردن.

du hast mir mein Gesicht bewahrt

تو مرا رو سفید کردی

er versuchte, Haltung zu bewahren

او سعی کرد متانتش را حفظ کند

Gott bewahre uns!

خدا از ما محافظت می کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3388409), cojiluc (fa #6949767), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2434719), cojiluc (fa #6949864), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1039994), cojiluc (fa #6949866), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #852560), pliiganto (fa #685047), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1179553), cojiluc (fa #7525946), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2381418), cojiluc (fa #6949869), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #6611091), cojiluc (fa #7558317), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Kerstin (de #361138), manelie (fa #12729600), tatoeba.org
منابع و مجوزها