فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ممتاز

تأییدنشده

momtâz[mom.t̪ʰɒ́ːz]

bevorzugt صفت

صفت

  • ممتازmomtâzمُمتاز[mom.t̪ʰɒ́ːz]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرجحمُرَجَحتأییدنشده

دستور زبانِ bevorzugt

صفت

تلفظ
[bəˈfoːɐ̯ˌt͡suːkt]
همهٔ صورت‌ها
  • bevorzugtصفت مطلق
  • bevorzugterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bevorzugtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bevorzugtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bevorzugtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bevorzugteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bevorzugteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bevorzugtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bevorzugterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bevorzugtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bevorzugtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bevorzugtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

der Grund, dass Männer als Köche den Frauen gegenüber bevorzugt werden

سبب ارجحیت آشپزهای مرد به آشپزهای زن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها