فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مست

تأییدنشده

mast[mæst̪ʰ]

betrunken صفت

صفت

  • مستmast[mæst̪ʰ](stupefied by alcohol)(behaving as though affected by alcohol)(intoxicated after drinking too much alcohol)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مست شدهمَست شُدهتأییدنشده
  • سرخوشsarxošسَرخوش[sæɹ.xoʃ](In the state of alcoholic intoxication)(intoxicated after drinking too much alcohol)تأییدنشده

دستور زبانِ betrunken

صفت

تلفظ
[bəˈtʁʊŋkn̩], [bəˈtʁʊŋkŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • betrunkenصفت مطلق
  • betrunkenerصفت تفضیلی
  • am betrunkenstenصفت عالی
  • betrunkenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betrunkenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betrunkenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betrunkenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betrunkeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betrunkenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • betrunkenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • betrunkenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • betrunkenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • betrunkenererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • betrunknererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • betrunknereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • betrunknereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • betrunknererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • betrunknererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • betrunkeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • betrunkneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • betrunknererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • betrunkenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • betrunknerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • betrunknereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • betrunkeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • betrunkenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • betrunknereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • betrunkenereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • betrunkenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunknereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • betrunkenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • betrunknerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • betrunkenererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • betrunknererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • betrunkenereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • betrunknereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • betrunkeneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • betrunkneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • betrunknerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • betrunknerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • betrunkenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • betrunknerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • betrunkenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • betrunknerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • betrunkenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • betrunknereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • betrunkeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • betrunkneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • betrunkenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • betrunknerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • betrunkensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • betrunkensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • betrunkensterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • betrunkensteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • betrunkensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • betrunkenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Tom tut nur so, als sei er betrunken.

تام فقط به مست بودن تظاهر میکند.

Wenn er betrunken ist, verliert er die Selbstkontrolle.

وقتی مسته، کنترل خودشو از دست میده.

Ich bin betrunken.

من مستم.

Er ist betrunken.

او مست است.

Er verliert seine Selbstkontrolle, wenn er betrunken ist.

هنگامی که او مست است، خویشتن‌داری خود را از دست می‌دهد.

Betrunkene und Kinder sagen die Wahrheit.

مستان و کودکان حقیقت را می‌گویند.

Wir werden alle bald betrunken sein.

ما به زودی همگی مست خواهیم شد.

bist du total betrunken

پتیلی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2738761), Suroosh (fa #9450129), tatoeba.org
  2. ۲: Tamy (de #1811373), Suroosh (fa #10119317), tatoeba.org
  3. ۳: xtofu80 (de #370902), cojiluc (fa #9949731), tatoeba.org
  4. ۴: mamat (de #470163), cojiluc (fa #8486935), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #3703416), cojiluc (fa #9949735), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1454508), cojiluc (fa #8486944), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #6626395), cojiluc (fa #9949733), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
منابع و مجوزها