فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مغبون شده

تأییدنشده

betrogen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • مغبون شدهمَغبون شُده(im Preis)تأییدنشده

دستور زبانِ betrogen

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Der Mann, dem ich vertraute, hat mich betrogen.

مردی که به او اعتماد داشتم، مرا فریب داد

Die haben mich betrogen.

آنها به من خیانت کردند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

sie werden betrogen

کلاه سرشان می رود

wir sind statt um 5,- um 10,- Euro betrogen worden

بجای پنج یورو ده یورو سرمان کلاه رفته بود

den Penner um 2 Euro betrogen

دو یورو سر ولگرد کلاه می گذارند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #829038), cojiluc (fa #7311298), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #12244013), kuarash (fa #3839840), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها