مغبون شده
نوع واژه نامشخص
- مغبون شده
دستور زبانِ betrogen
نوع واژه نامشخص
مثالها
Der Mann, dem ich vertraute, hat mich betrogen.
مردی که به او اعتماد داشتم، مرا فریب داد
Die haben mich betrogen.
آنها به من خیانت کردند.
sie werden betrogen
کلاه سرشان می رود
wir sind statt um 5,- um 10,- Euro betrogen worden
بجای پنج یورو ده یورو سرمان کلاه رفته بود
den Penner um 2 Euro betrogen
دو یورو سر ولگرد کلاه می گذارند