فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محزون

تأییدنشده

betroffen صفت

صفت

  • محزونمَحزون(betrübt)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • المزدهalamzadeاَلَمزَده(betrübt)تأییدنشده
  • در مرارت بودندَر مَرارَت بودَن(betrübt)تأییدنشده
  • دل ریشدِل ریش(betrübt)تأییدنشده
  • مغموممَغموم(betrübt)تأییدنشده

دستور زبانِ betroffen

صفت

تلفظ
[bəˈtʁɔfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • betroffenصفت مطلق
  • betroffenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betroffenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betroffenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betroffenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • betroffeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • betroffeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • betroffenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • betroffenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • betroffeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • betroffenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • betroffenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betroffeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • betroffenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er ist vom Unfall betroffen

او دستخوش تصادف شده

einer, der betroffen ist

مرد تیره روز

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها