فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لمس کردن

تأییدنشده

lams kardan

betasten فعل

فعل

  • لمس کردنlams kardanلَمس کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ملموس کردنمَلموس کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ betasten

فعل

تلفظ
[bəˈtastn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • betastetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • betastenمعلوم، مصدر، حال
  • betastendمعلوم، participle، حال
  • betastetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • betasteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betastمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betastetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • betasteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • betasteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • betastestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betastestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • betastetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • betasteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • betastenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • betastenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • betastetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • betastetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • betastenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • betastenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • betasteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • betasteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • betastetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • betastetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • betasteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • betasteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • betastetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • betastetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • betastetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • betastetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • betastetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • betastetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها