رفتن به محتوالمس کردن
تأییدنشده
lams kardan
betasten فعل
فعل
- لمس کردنlams kardanلَمس کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ملموس کردنمَلموس کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ betasten
فعل
- تلفظ
- [bəˈtastn̩]
همهٔ صورتها
- betastetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- betastenمعلوم، مصدر، حال
- betastendمعلوم، participle، حال
- betastetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- betasteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- betastمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- betastetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- betasteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- betasteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- betastestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- betastestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- betastetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- betasteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- betastenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- betastenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- betastetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- betastetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- betastenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- betastenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- betasteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- betasteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- betastetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- betastetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- betasteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- betasteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- betastetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- betastetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- betastetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- betastetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- betastetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- betastetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها