رفتن به محتواپرتو زدن
partow zadan
bestrahlen فعل
فعل
- پرتو زدنpartow zadan(to apply radiation other than visible light to (someone or something); to treat (food) with ionizing radiation to)(irradiate)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تشعشع کردنتَشَعشُع کَردَنتأییدنشده
- پرتو افکندنپَرتو اَفکَندَنتأییدنشده
دستور زبانِ bestrahlen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃtʁaːlən]
همهٔ صورتها
- bestrahltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bestrahlendمعلوم، participle، حال
- bestrahltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bestrahlمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bestrahleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bestrahltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bestrahletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bestrahleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bestrahleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bestrahlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bestrahlestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bestrahlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bestrahltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bestrahletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bestrahleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bestrahltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bestrahletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bestrahletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bestrahlteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bestrahleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bestrahlteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bestrahletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bestrahltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahlteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bestrahleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bestrahlteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestrahleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestrahltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bestrahletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bestrahltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bestrahletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bestrahltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bestrahltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bestrahletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bestrahltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestrahletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها