فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مجازات کردن

mojâzât kardan[mo.d͡ʒɒː.zɒːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]

bestrafen فعل

فعل

  • مجازات کردنmojâzât kardan[mo.d͡ʒɒː.zɒːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to cause to suffer for crime or misconduct)(punish)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تنبیه کردنتَنبیه کَردَن(to subject to a penalty)(to cause to suffer for crime or misconduct)تأییدنشده
  • به کسی کیفر دادنبه کِسی کِیفَر دادَنتأییدنشده
  • حساب کسی را رسیدنحِسابِ کِسی را رِسیدَنتأییدنشده
  • کسی را مجازات کردنکِسی را مُجازات کَردَنتأییدنشده
  • ادب کردن(to cause to suffer for crime or misconduct)تأییدنشده
  • محاکمه کردن(To charge, try)تأییدنشده

دستور زبانِ bestrafen

فعل

تلفظ
[bəˈʃtʁaːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bestraftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bestrafendمعلوم، participle، حال
  • bestraftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bestrafمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestrafeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestraftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestrafeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bestrafeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestrafstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestrafestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestraftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bestrafeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestraftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestrafetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bestrafteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bestrafteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestraftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bestraftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestrafteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bestrafteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestraftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bestraftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestraftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bestraftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestraftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bestraftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Jedes Verbrechen muss bestraft werden.

هر جرمی باید مجازات شود.

Man wird am besten für seine Tugenden bestraft.

آدم اغلب برای فضیلت‌هایش مجازات می‌شود.

Treue kann man nie genug vergelten, Untreue nie genug bestrafen.

وفاداری را هرگز نمی‌توان به اندازهٔ کافی تلافی کرد، خیانتکاری را هرگز نمی‌توان به اندازه کافی مجازات کرد.

Du wirst nicht für deinen Zorn bestraft werden, sondern du wirst durch deinen Zorn bestraft werden.

تو برای خشمت سزا نمی‌بینی، بلکه از خشمت سزا می‌بینی.

Warum bestrafen Sie sie?

برای چه آنها را تنبیه می کنید؟

Jemand, der stiehlt, verdient es, bestraft zu werden.

هر کس دزدی می‌کند، سزاوار جزا است.

Wir haben ihn gemäß der Regel bestraft.

ما او را مطابق قاعده مجازات کردیم.

Der Student wurde für das Rauchen bestraft.

آن شاگرد به خاطر سیگار کشیدن تنبیه شد.

Wenn du deine Feinde bestrafen willst, liebe deine Freunde. - Kyros der Große

اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. کورش کبیر

Mord kann mit dem Tode bestraft werden.

مجازات قتل مرگ است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #4182661), cojiluc (fa #13091560), tatoeba.org
  2. ۲: Scott (de #1294300), cojiluc (fa #9868939), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #3093939), cojiluc (fa #7939054), tatoeba.org
  4. ۴: Adelpa (de #5156803), cojiluc (fa #12681754), tatoeba.org
  5. ۵: GaryGaryGary (de #9831296), pliiganto (fa #654539), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #640080), cojiluc (fa #13182282), tatoeba.org
  7. ۷: Zaghawa (de #1561828), cojiluc (fa #7970539), tatoeba.org
  8. ۸: GaryGaryGary (de #9831298), EsperantoFarsi_Robot (fa #742618), tatoeba.org
  9. ۹: GaryGaryGary (de #9831300), AsliAbbasi (fa #1584259), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #3082301), armandaneshjoo (fa #1044546), tatoeba.org
منابع و مجوزها