واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزهای مشخصی را احساس کردن

تأییدنشده

bestimmte Dinge wahrnehmen
عبارت

عبارت

  • چیزهای مشخصی را احساس کردنچیزهایِ مُشَخَصی را اِحساس کَردَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها