فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گل دوزی شده

تأییدنشده

bestickt صفت

صفت

  • گل دوزی شدهگُل دوزی شُدهتأییدنشده

دستور زبانِ bestickt

صفت

تلفظ
[bəˈʃtɪkt]
همهٔ صورت‌ها
  • besticktصفت مطلق
  • bestickterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besticktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besticktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besticktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besticktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besticktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besticktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besticktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestickteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bestickteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestickteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestickteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besticktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besticktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestickteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestickteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besticktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bestickterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bestickteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • besticktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • besticktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • besticktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestickteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besticktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • besticktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها