فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مالیات

تأییدنشده

besteuern فعل

فعل

  • مالیاتتأییدنشده

دستور زبانِ besteuern

فعل

تلفظ
[bəˈʃtɔɪ̯ɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • besteuertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • besteuerndمعلوم، participle، حال
  • besteuertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • besteuerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besteuereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besteureمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besteuertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besteuerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • besteuereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • besteureمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • besteuereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besteureمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besteuerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besteuerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besteurestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besteuerestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besteuertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • besteuereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • besteureمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • besteurenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • besteuerenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • besteuertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besteuertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • besteuretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • besteueretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • besteurenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • besteuerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • besteuerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • besteuerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • besteuertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • besteuertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • besteuerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • besteuerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • besteuertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • besteuertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • besteuertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • besteuertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • besteuertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • besteuertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها