فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را سرقت کردن

تأییدنشده

bestehlen فعل

فعل

  • کسی را سرقت کردنکِسی را سِرقَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • از کسی دزدی کردناز کِسی دُزدی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bestehlen

فعل

تلفظ
[bəˈʃteːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • bestehleوجه امری، مفرد
  • bestohlenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bestehlenمعلوم، مصدر، irregular، حال
  • bestehlendمعلوم، irregular، participle، حال
  • bestohlenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bestiehlمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestehltمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestehleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • bestehleمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestiehlstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestehlestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestiehltمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bestehleمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestehlenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، جمع، حال
  • bestehlenمعلوم، اول‌شخص، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bestehltمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestehletمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bestehlenمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bestehlenمعلوم، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestahlمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bestähleمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestöhleمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestahlstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bestählestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestählstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestöhlestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestöhlstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestahlمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bestähleمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestöhleمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestahlenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bestählenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestöhlenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestahltمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bestähletمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestähltمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestöhletمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestöhltمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestahlenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bestählenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestöhlenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها