فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به خاک سپردن

تأییدنشده

bestatten فعل

فعل

  • به خاک سپردنبه خاک سِپُردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دفن کردنdafn kardanدَفن کَردَن[d̪æfn kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ bestatten

فعل

تلفظ
[bəˈʃtatn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bestattetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bestattendمعلوم، participle، حال
  • bestattetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bestatteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestattمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestattetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestatteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bestatteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestattestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestattestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestattetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bestatteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestattetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestattetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bestatteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bestatteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestattetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bestattetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestatteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bestatteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestattetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bestattetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestattetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bestattetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestattetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bestattetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها