رفتن به محتوابه خاک سپردن
تأییدنشده
bestatten فعل
فعل
- به خاک سپردنبه خاک سِپُردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دفن کردنdafn kardanدَفن کَردَن[d̪æfn kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ bestatten
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃtatn̩]
همهٔ صورتها
- bestattetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bestattendمعلوم، participle، حال
- bestattetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bestatteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bestattمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bestattetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bestatteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bestatteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bestattestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bestattestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bestattetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bestatteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bestattetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bestattetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bestatteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bestatteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestattetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bestattetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestatteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bestatteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestattetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bestattetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bestattetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bestattetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bestattetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bestattetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها