فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را منصوب کردن

تأییدنشده

bestallen فعل

فعل

  • کسی را منصوب کردنکِسی را مَنصوب کَردَن(jurist.)تأییدنشده

دستور زبانِ bestallen

فعل

تلفظ
[bəˈʃtalən]
همهٔ صورت‌ها
  • bestalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bestallendمعلوم، participle، حال
  • bestalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bestallمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestalleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestalltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestalletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bestalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bestalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bestalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bestallteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bestalleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bestallteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bestalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bestalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bestalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bestallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestalltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bestalletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bestalltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bestalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bestalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bestalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bestalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها