رفتن به محتواکسی را منصوب کردن
تأییدنشده
bestallen فعل
فعل
- کسی را منصوب کردنکِسی را مَنصوب کَردَن(jurist.)تأییدنشده
دستور زبانِ bestallen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃtalən]
همهٔ صورتها
- bestalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bestallendمعلوم، participle، حال
- bestalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bestallمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bestalleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bestalltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bestalletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bestalleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bestalleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bestallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bestallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bestallestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bestalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bestalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bestalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bestalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bestalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bestalletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bestallteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bestalleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bestallteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestalleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bestalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bestalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bestallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bestalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bestallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestalltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bestalletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bestalltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bestalletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bestalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bestalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bestalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bestalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bestalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bestalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bestalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bestalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها