فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شتک زدن

تأییدنشده

bespritzen فعل

فعل

  • شتک زدنشِتَک زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لکه دار کردنلَکه دار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bespritzen

فعل

تلفظ
[bəˈʃpʁɪt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bespritztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bespritzendمعلوم، participle، حال
  • bespritztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bespritzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bespritzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bespritztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bespritzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bespritzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bespritzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bespritztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bespritzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bespritztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bespritzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bespritzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bespritztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bespritzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bespritzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bespritzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bespritzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bespritzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bespritzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bespritztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bespritzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bespritzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bespritzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bespritztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bespritzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bespritztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bespritzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bespritztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bespritztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bespritzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bespritztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bespritzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها