رفتن به محتواآب پاشی کردن
تأییدنشده
besprengen فعل
فعل
- آب پاشی کردنآب پاشی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ besprengen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃpʁɛŋən]
همهٔ صورتها
- besprengtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- besprengenمعلوم، مصدر، حال
- besprengendمعلوم، participle، حال
- besprengtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- besprengمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- besprengeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- besprengtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- besprengetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- besprengeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- besprengeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- besprengstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- besprengestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- besprengestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- besprengtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- besprengetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- besprengeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- besprengenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- besprengenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- besprengtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- besprengetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- besprengetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- besprengenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- besprengenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- besprengteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- besprengeteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- besprengteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- besprengeteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- besprengtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- besprengetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- besprengtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- besprengetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- besprengteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- besprengeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- besprengteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- besprengeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- besprengtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- besprengetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- besprengtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- besprengetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- besprengtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- besprengetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- besprengtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- besprengetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- besprengtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- besprengetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- besprengtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- besprengetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها