مفرط
mofret[mof.ɹét̪ʰ]
نوع واژه نامشخص
- مفرط
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تحت فشار روحانی
- جنون آمیز
- دیو زده
دستور زبانِ besessen
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich bin von dir besessen.
بدون تو نمیتونم.
Ich bin von dir besessen.
من در گیر تو شدم.
Hätt' Adam euren Wein besessen, hätt' er den Apfel nicht gegessen.
اگر آدم شراب شما را داشت، سیب را نخورده بود.