فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مفرط

تأییدنشده

mofret[mof.ɹét̪ʰ]

besessen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • مفرطmofretمُفرِط[mof.ɹét̪ʰ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تحت فشار روحانیتَحتِ فِشار روحانیتأییدنشده
  • جنون آمیزجُنون آمیزتأییدنشده
  • دیو زدهدیو زَدهتأییدنشده

دستور زبانِ besessen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich bin von dir besessen.

بدون تو نمیتونم.

Ich bin von dir besessen.

من در گیر تو شدم.

Hätt' Adam euren Wein besessen, hätt' er den Apfel nicht gegessen.

اگر آدم شراب شما را داشت، سیب را نخورده بود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #713148), Pedraam (fa #7951611), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #713148), Pedraam (fa #7951610), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5431307), cojiluc (fa #7724455), tatoeba.org
منابع و مجوزها