متهم کردن
تأییدنشده
mottahem kardan[mot̪ʰ.t̪ʰæ.ɦém kʰʲæɹ.d̪æn]
beschuldigen فعل
فعل
- متهم کردنmottahem kardanمُتَهِم کَردَن[mot̪ʰ.t̪ʰæ.ɦém kʰʲæɹ.d̪æn](to accuse of wrongdoing)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سرزنش کردنسَرزَنِش کَردَن(place blame upon)تأییدنشده
دستور زبانِ beschuldigen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃʊldɪɡn̩]
همهٔ صورتها
- beschuldigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beschuldigendمعلوم، participle، حال
- beschuldigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- beschuldigمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beschuldigeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beschuldigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beschuldigeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- beschuldigeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beschuldigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beschuldigestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beschuldigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beschuldigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beschuldigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beschuldigetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beschuldigteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beschuldigteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschuldigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beschuldigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschuldigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beschuldigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beschuldigtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beschuldigtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beschuldigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beschuldigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beschuldigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beschuldigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Er wird der Entführung beschuldigt.
او به آدم ربایی متهم شد.
منابع و ارجاعها
- ۱: Wolf (de #365903), cojiluc (fa #10729302), tatoeba.org
منابع و مجوزها