فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرقوم

تأییدنشده

beschrieben صفت

صفت

  • مرقوممَرقومتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • وصف شدهوَصف شُدهتأییدنشده

دستور زبانِ beschrieben

صفت

تلفظ
[bəˈʃʁiːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beschriebenصفت مطلق
  • beschriebenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beschriebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beschriebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beschriebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beschriebeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beschriebeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beschriebenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beschriebenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • beschriebenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beschriebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beschriebenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Mathematik ist das Alphabet, mit dessen Hilfe Gott das Universum beschrieben hat.

ریاضیات یک الفباست، که خداوند با آن دنیا را توصیف کرده است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2249921), cojiluc (fa #7743757), tatoeba.org
منابع و مجوزها