فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ختنه کردن

xatne kardan[xæt̪ʰˌne kʲæɾˈd̪æn]

beschneiden فعل

فعل

  • ختنه کردنxatne kardanخَتنه کَردَن[xæt̪ʰˌne kʲæɾˈd̪æn](circumcise)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غلفه را بریدنغُلفه را بُریدنتأییدنشده

دستور زبانِ beschneiden

فعل

تلفظ
[bəˈʃnaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beschnittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beschneidenمعلوم، مصدر، حال
  • beschneidendمعلوم، participle، حال
  • beschnittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beschneidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschneideمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschneidetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschneideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beschneideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschneidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschneidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschneidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beschneideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beschneidenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beschneidenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beschneidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschneidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beschneidenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beschneidenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beschnittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beschnitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschnittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beschnittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beschnittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschnittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beschnitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beschnittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beschnittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beschnittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beschnittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beschnittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beschnittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. das Gehalt beschneiden

حقوق کسی را کم کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها