رفتن به محتواخیره نگریستن
تأییدنشده
beschnarchen فعل
فعل
- خیره نگریستن(to look fixedly)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هاژیدن(to look fixedly)تأییدنشده
دستور زبانِ beschnarchen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃnaʁçn̩]
همهٔ صورتها
- beschnarchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beschnarchenمعلوم، مصدر، حال
- beschnarchendمعلوم، participle، حال
- beschnarchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- beschnarchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beschnarcheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beschnarchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beschnarcheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- beschnarcheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beschnarchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beschnarchestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beschnarchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beschnarcheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beschnarchenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- beschnarchenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- beschnarchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beschnarchetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beschnarchenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- beschnarchenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beschnarchteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beschnarchteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschnarchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beschnarchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschnarchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beschnarchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beschnarchtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beschnarchtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beschnarchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beschnarchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beschnarchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beschnarchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها