فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تندتر رفتن

تأییدنشده

beschleunigen فعل

فعل

  • تندتر رفتن(die Geschwindigkeit erhöhen, schneller werden lassen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شتاب کردن(die Geschwindigkeit erhöhen, schneller werden lassen)تأییدنشده
  • شتاب دادنشِتاب دادَنتأییدنشده
  • شتاب گرفتنتأییدنشده
  • شتافتنšetâftanشِتافتَن[ʃe.t̪ʰɒːf.t̪ʰǽn](to cause to move faster)تأییدنشده
  • تعجیل کردنتَعجیل کَردَنتأییدنشده
  • تسریع کردنتَسریع کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ beschleunigen

فعل

تلفظ
[bəˈʃlɔɪ̯nɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beschleunigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beschleunigenمعلوم، مصدر، حال
  • beschleunigendمعلوم، participle، حال
  • beschleunigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beschleunigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschleunigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschleunigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschleunigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beschleunigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschleunigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschleunigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschleunigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beschleunigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beschleunigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beschleunigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beschleunigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschleunigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beschleunigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beschleunigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beschleunigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beschleunigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschleunigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beschleunigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschleunigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beschleunigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beschleunigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beschleunigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beschleunigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beschleunigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beschleunigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beschleunigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

sie beschleunigen

آنها بر سرعت می افزایند

منابع و ارجاع‌ها