رفتن به محتواتصدیق کردن
تأییدنشده
bescheinigen فعل
فعل
- تصدیق کردنتَصدیق کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اثبات کردناِثبات کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ bescheinigen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃaɪ̯nɪɡn̩]
همهٔ صورتها
- bescheinigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bescheinigendمعلوم، participle، حال
- bescheinigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bescheinigمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bescheinigeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bescheinigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bescheinigeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bescheinigeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bescheinigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bescheinigestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bescheinigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bescheinigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bescheinigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bescheinigetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bescheinigteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bescheinigteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bescheinigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bescheinigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bescheinigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bescheinigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bescheinigtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bescheinigtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bescheinigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bescheinigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bescheinigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bescheinigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها