فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصدیق کردن

تأییدنشده

bescheinigen فعل

فعل

  • تصدیق کردنتَصدیق کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اثبات کردناِثبات کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bescheinigen

فعل

تلفظ
[bəˈʃaɪ̯nɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bescheinigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bescheinigendمعلوم، participle، حال
  • bescheinigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bescheinigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bescheinigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bescheinigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bescheinigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bescheinigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bescheinigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bescheinigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bescheinigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bescheinigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bescheinigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bescheinigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bescheinigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bescheinigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bescheinigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bescheinigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bescheinigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bescheinigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bescheinigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bescheinigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bescheinigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bescheinigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bescheinigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bescheinigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها