درخشیدن
تأییدنشده
deraxšidan[d̪e.ɹæx.ʃiː.d̪æn]
bescheinen فعل
فعل
- درخشیدنderaxšidanدِرَخشیدَن[d̪e.ɹæx.ʃiː.d̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- منور کردنمُنَوَر کَردَنتأییدنشده
- روشن کردنrowšan kardanروشَن کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ bescheinen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃaɪ̯nən]
همهٔ صورتها
- beschienenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bescheinenمعلوم، مصدر، حال
- bescheinendمعلوم، participle، حال
- beschienenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bescheinمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bescheineمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bescheintمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bescheineمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bescheineمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bescheinstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bescheinestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bescheintمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bescheineمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bescheinenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- bescheinenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- bescheintمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bescheinetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bescheinenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- bescheinenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beschienمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beschieneمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschienstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beschienestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschienمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beschieneمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beschienenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beschienenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beschientمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beschienetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beschienenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beschienenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها