رفتن به محتواسایه افکندن
تأییدنشده
beschatten فعل
فعل
- سایه افکندنسایه اَفکندَن(to block light or radio transmission)تأییدنشده
دستور زبانِ beschatten
فعل
- تلفظ
- [bəˈʃatn̩]
همهٔ صورتها
- beschattetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beschattendمعلوم، participle، حال
- beschattetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- beschatteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beschattمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beschattetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beschatteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- beschatteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beschattestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beschattestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beschattetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beschatteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beschattetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beschattetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beschatteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beschatteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschattetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beschattetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beschatteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beschatteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beschattetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beschattetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beschattetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beschattetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beschattetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beschattetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها