فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سایه افکندن

تأییدنشده

beschatten فعل

فعل

  • سایه افکندنسایه اَفکندَن(to block light or radio transmission)تأییدنشده

دستور زبانِ beschatten

فعل

تلفظ
[bəˈʃatn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beschattetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beschattendمعلوم، participle، حال
  • beschattetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beschatteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschattمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschattetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschatteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beschatteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschattestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschattestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschattetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beschatteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beschattetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschattetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beschatteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beschatteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschattetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beschattetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschatteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beschatteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beschattetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beschattetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beschattetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beschattetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beschattetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beschattetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها