فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گشنیدن

تأییدنشده

gošnidan[ɡ̥oʃ.niː.d̪ǽn]

besamen فعل

فعل

  • گشنیدنgošnidan[ɡ̥oʃ.niː.d̪ǽn](to cause to become pregnant)تأییدنشده

دستور زبانِ besamen

فعل

تلفظ
[bəˈzaːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • besamtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • besamendمعلوم، participle، حال
  • besamtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • besamمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besameمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besamtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • besameمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • besameمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besamstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besamestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besamtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • besameمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • besamtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besametمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • besamteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • besamteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • besamtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • besamtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • besamteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • besamteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • besamtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • besamtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • besamtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • besamtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • besamtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • besamtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها