روایت کردن
revâyat kardan[ɹe.vɒː.jǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]
berichten فعل
فعل
- روایت کردنrevâyat kardanرِوایَت کَردَن[ɹe.vɒː.jǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to tell in a descriptive manner)(erzählen)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گزارش دادنگُزارِش دادَنتأییدنشده
- حکایت کردنحِکایَت کَردَن(erzählen)تأییدنشده
- بازگفتن(to tell, narrate)تأییدنشده
دستور زبانِ berichten
فعل
- تلفظ
- [bəˈʁɪçtn̩]
همهٔ صورتها
- berichtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- berichtendمعلوم، participle، حال
- berichtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- berichteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- berichtمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- berichtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- berichteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- berichteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- berichtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- berichtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- berichtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- berichteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- berichtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- berichtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- berichteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- berichteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- berichtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- berichtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- berichteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- berichteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- berichtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- berichtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- berichtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- berichtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- berichtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- berichtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
er berichtet vom Neubau der Schule
او از مدرسهٔ نوبنیاد صحبت می کند
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها