فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصفیه کردن

تأییدنشده

bereinigen فعل

فعل

  • تصفیه کردنتًصفیه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bereinigen

فعل

تلفظ
[bəˈʁaɪ̯nɪɡn̩], [bəˈʁaɪ̯nɪɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • bereinigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bereinigenمعلوم، مصدر، حال
  • bereinigendمعلوم، participle، حال
  • bereinigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bereinigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bereinigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bereinigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bereinigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bereinigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bereinigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bereinigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bereinigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bereinigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bereinigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bereinigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bereinigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bereinigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bereinigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bereinigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bereinigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bereinigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bereinigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bereinigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bereinigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bereinigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bereinigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bereinigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bereinigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bereinigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bereinigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bereinigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها