فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لاستیک را انداختن

تأییدنشده

bereifen فعل

فعل

  • لاستیک را انداختنلاستیک را اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ bereifen

فعل

تلفظ
[bəˈʁaɪ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bereiftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bereifendمعلوم، participle، حال
  • bereiftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bereifمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bereifeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bereiftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bereifeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bereifeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bereifstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bereifestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bereiftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bereifeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bereiftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bereifetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bereifteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bereifteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bereiftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bereiftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bereifteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bereifteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bereiftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bereiftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bereiftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bereiftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bereiftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bereiftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها