فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی مشورت دادن

تأییدنشده

beraten فعل

فعل

  • به کسی مشورت دادنبه کِسی مَشوَرَت دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ beraten

فعل

تلفظ
[bəˈʁaːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beratenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beratenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • berateneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • berateneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beratenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beratenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • berateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beratenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • berateneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • berateneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • berateneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • berateneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beratenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • berateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • berateneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beratenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beratenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • berateneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beratenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • beratenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • berateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beratenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beratenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beratenمعلوم، مصدر، حال
  • beratendمعلوم، participle، حال
  • beratenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beratمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • berateمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beratetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • berateمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • berateمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • berätstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beratestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • berätمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • berateمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beratenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beratenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beratetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beratetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beratenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beratenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • berietمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • berieteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • berietestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • berietstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • berietestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • berietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • berieteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • berietenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • berietenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • berietetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • berietetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • berietenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • berietenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ein wahrer Freund würde dich beraten.

یک دوست واقعی تو را نصیحت می‌کند.

im Plenum über etwas beraten

در جلسهٔ عمومی به شور گذاشتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #1044031), cojiluc (fa #7980788), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها