فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نامیدن

تأییدنشده

nâmidan[nɒː.miː.d̪ǽn]

benennen فعل

فعل

  • نامیدنnâmidanنامیدَن[nɒː.miː.d̪ǽn](to give a name to)تأییدنشده

دستور زبانِ benennen

فعل

تلفظ
[bəˈnɛnən]
همهٔ صورت‌ها
  • benanntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • benennendمعلوم، participle، حال
  • benanntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • benennمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • benenneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • benenntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • benenneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • benenneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • benennstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • benennestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • benenntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • benenneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • benenntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • benennetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • benannteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • benennteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • benanntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • benenntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • benannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • benennteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • benanntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • benenntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • benanntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • benenntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • benanntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • benenntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها