رفتن به محتواکسی را مادری کردن
تأییدنشده
bemuttern فعل
فعل
- کسی را مادری کردنکِسی را مادَری کَردَن(jem.)تأییدنشده
دستور زبانِ bemuttern
فعل
- تلفظ
- [bəˈmʊtɐn]
همهٔ صورتها
- bemuttertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bemutterndمعلوم، participle، حال
- bemuttertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bemutterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bemuttereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bemuttreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bemuttertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bemutterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bemuttereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bemuttreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bemuttereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bemuttreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bemutterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bemutterstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bemuttertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bemuttereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bemuttreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bemuttertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bemuttertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bemutterteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bemutterteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bemuttertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bemuttertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bemutterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bemutterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bemuttertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bemuttertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bemuttertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bemuttertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bemuttertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bemuttertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bemutterestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- bemutteretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- bemuttrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- bemuttretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها