فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اجر دادن

تأییدنشده

belohnen فعل

فعل

  • اجر دادناَجر دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به مکافات رساندنبه مُکافات رِساندنتأییدنشده

دستور زبانِ belohnen

فعل

تلفظ
[bəˈloːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • belohntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • belohnendمعلوم، participle، حال
  • belohntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • belohnمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belohneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belohntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • belohnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • belohneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • belohneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • belohnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belohnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • belohntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • belohneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • belohntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • belohnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • belohnteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • belohnteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • belohntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • belohntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • belohnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • belohnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • belohntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • belohntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • belohntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • belohntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • belohntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • belohntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem. für seine Mühe belohnen

زحمت کسی را تلافی کردن

Toms Bemühungen wurden belohnt.

تلاش های تام ارج نهاده شده اند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3523906), armandaneshjoo (fa #1044604), tatoeba.org
منابع و مجوزها