رفتن به محتوانور دادن به
تأییدنشده
belichten فعل
فعل
- نور دادن بهنور دادَن بهتأییدنشده
دستور زبانِ belichten
فعل
- تلفظ
- [bəˈlɪçtn̩]
همهٔ صورتها
- belichtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- belichtenمعلوم، مصدر، حال
- belichtendمعلوم، participle، حال
- belichtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- belichteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- belichtمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- belichtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- belichteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- belichteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- belichtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- belichtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- belichtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- belichteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- belichtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- belichtenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- belichtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- belichtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- belichtenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- belichtenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- belichteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- belichteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- belichtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- belichtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- belichteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- belichteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- belichtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- belichtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- belichtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- belichtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- belichtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- belichtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها