فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مستند

تأییدنشده

mostanad[mos.t̪ʰæ.nǽd̪̥]

belegt صفت

صفت

  • مستندmostanadمُستَنِد[mos.t̪ʰæ.nǽd̪̥](bewiesen)تأییدنشده

دستور زبانِ belegt

صفت

تلفظ
[bəˈleːkt]
همهٔ صورت‌ها
  • belegterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • belegtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • belegtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • belegtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • belegteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • belegteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • belegtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • belegtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • belegtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • belegterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • belegteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • belegtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • belegtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • belegtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • belegteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • belegtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • belegtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

die Zunge ist belegt

زبان بار دارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها