رفتن به محتوابار کردن
تأییدنشده
beladen نوع واژه نامشخص
نوع واژه نامشخص
- بار کردنبار کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باربندی کردنباربَندی کَردَنتأییدنشده
- بارگیری کردنبارگیری کَردَنتأییدنشده
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آکنده(carrying, or charged or loaded up with (usually something negative))تأییدنشده
دستور زبانِ beladen
صفت
- تلفظ
- [bəˈlaːdn̩]
همهٔ صورتها
- beladenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- beladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- beladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- beladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- beladeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- beladeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- beladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- beladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- beladenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- beladenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- beladeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- beladenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- beladenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- beladenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- beladenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- beladenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- beladenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- beladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- beladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- beladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- beladenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- beladenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- beladendمعلوم، participle، حال
- beladمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beladeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beladetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beladeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- beladeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- belädstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beladestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- belädtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beladeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beladetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beladetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beludمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- belüdeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beludestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beludstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- belüdestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beludمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- belüdeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beludenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- belüdenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beludetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- belüdetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beludenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- belüdenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
نوع واژه نامشخص
مثالها
seinen Esel beladen
الاغ خودرا پالان کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها