فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تهویه کردن

تأییدنشده

belüften فعل

فعل

  • تهویه کردنتَهویه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هوا دادنهَوا دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ belüften

فعل

تلفظ
[bəˈlʏftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • belüftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • belüftenمعلوم، مصدر، حال
  • belüftendمعلوم، participle، حال
  • belüftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • belüfteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belüftمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belüftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • belüfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • belüfteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • belüftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belüftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • belüftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • belüfteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • belüftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • belüftenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • belüftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • belüftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • belüftenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • belüftenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • belüfteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • belüfteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • belüftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • belüftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • belüfteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • belüfteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • belüftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • belüftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • belüftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • belüftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • belüftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • belüftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها