رفتن به محتواآشکار کردن
تأییدنشده
âškâr kardan
bekunden فعل
فعل
- آشکار کردنâškâr kardanآشکار کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نشان دادنnešân dâdanنِشان دادَن[ne.ʃɒːn d̪ɒː.d̪æn](to show or demonstrate clearly)تأییدنشده
دستور زبانِ bekunden
فعل
- تلفظ
- [bəˈkʊndn̩]
همهٔ صورتها
- bekundetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- bekundenمعلوم، مصدر، حال
- bekundendمعلوم، participle، حال
- bekundetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- bekundeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bekundمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bekundetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bekundeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- bekundeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bekundestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- bekundestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- bekundetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- bekundeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bekundenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- bekundenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- bekundetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- bekundetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- bekundenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- bekundenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bekundeteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bekundeteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bekundetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bekundetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- bekundeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bekundeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- bekundetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- bekundetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- bekundetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bekundetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- bekundetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bekundetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها