فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لباس پوشاندن

تأییدنشده

bekleiden فعل

فعل

  • لباس پوشاندن(to adorn with clothing)تأییدنشده

دستور زبانِ bekleiden

فعل

تلفظ
[bəˈklaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bekleidetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bekleidenمعلوم، مصدر، حال
  • bekleidendمعلوم، participle، حال
  • bekleidetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bekleideمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bekleidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bekleidetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bekleideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bekleideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bekleidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bekleidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bekleidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bekleideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bekleidenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bekleidenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bekleidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bekleidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bekleidenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bekleidenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bekleideteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bekleideteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bekleidetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bekleidetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bekleideteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bekleideteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bekleidetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bekleidetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bekleidetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bekleidetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bekleidetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bekleidetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها