فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چسباندن

تأییدنشده

časbândan[tʃʰæsbɒːnˈdæn]

bekleben فعل

فعل

  • چسباندنčasbândanچَسباندَن[tʃʰæsbɒːnˈdæn]تأییدنشده

دستور زبانِ bekleben

فعل

تلفظ
[bəˈkleːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beklebtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beklebenمعلوم، مصدر، حال
  • beklebendمعلوم، participle، حال
  • beklebtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beklebمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklebeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklebetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beklebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beklebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklebestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beklebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beklebetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beklebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beklebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beklebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beklebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklebetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beklebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beklebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beklebteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beklebeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beklebteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beklebetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beklebtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beklebeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beklebteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beklebeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beklebtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beklebetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beklebtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beklebetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beklebtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beklebtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beklebetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beklebtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beklebetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها