فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به شیوع رساندن

تأییدنشده

bekanntmachen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • به شیوع رساندنبه شُیوع رِساندَنتأییدنشده

دستور زبانِ bekanntmachen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ich möchte Sie mit x bekanntmachen

می خواهم شمارا با فلان آشنا کنم

jem. mit der Technik bekanntmachen

کسی را با اجرای این برنامه شناسائی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها