فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصدیق کردن

تأییدنشده

bejahen فعل

فعل

  • تصدیق کردنتَصدیق کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بلی گفتنبَلی گفتنتأییدنشده

دستور زبانِ bejahen

فعل

تلفظ
[bəˈjaːən]
همهٔ صورت‌ها
  • bejahtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bejahenمعلوم، مصدر، حال
  • bejahendمعلوم، participle، حال
  • bejahtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bejahمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bejaheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bejahtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bejaheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bejaheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bejahstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bejahestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bejahtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bejaheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bejahenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bejahenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bejahtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bejahetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bejahenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bejahenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bejahteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bejahteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bejahtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bejahtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bejahteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bejahteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bejahtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bejahtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bejahtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bejahtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bejahtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bejahtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها