فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نمک‌سود کردن

تأییدنشده

beizen فعل

فعل

  • نمک‌سود کردننَمَک سود کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ beizen

فعل

تلفظ
[ˈbaɪ̯t͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebeiztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beizendمعلوم، participle، حال
  • gebeiztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beizمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beizeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beiztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beizeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beizeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beiztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beizestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beiztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beizeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beiztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beizetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beizteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beizteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beiztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beiztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beizteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beizteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beiztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beiztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beiztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beiztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beiztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beiztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها