پیوستن
تأییدنشده
peyvastan[pʰej.væs.t̪ʰæn]
beitreten فعل
فعل
- پیوستنpeyvastanپِیوَستَن[pʰej.væs.t̪ʰæn](to become a member of)تأییدنشده
دستور زبانِ beitreten
فعل
- تلفظ
- [ˈbaɪ̯ˌtʁeːtn̩]
همهٔ صورتها
- beigetretenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beitretenمعلوم، مصدر، حال
- beizutretenمعلوم، extended، مصدر
- beitretendمعلوم، participle، حال
- beigetretenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- beizutretendergerundive، participle
- tritt beiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tretet beiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- trete beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- trete beiمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beitreteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- beitreteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- trittst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- tretest beiمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beitrittstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- beitretestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- tritt beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- trete beiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beitrittمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- beitreteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- treten beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- treten beiمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- beitretenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- beitretenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- tretet beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- tretet beiمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beitretetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- beitretetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- treten beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- treten beiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beitretenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- beitretenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- trat beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- träte beiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beitratمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- beiträteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- tratest beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tratst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- trätest beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beitratestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- beitratstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- beiträtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- trat beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- träte beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beitratمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- beiträteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- traten beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- träten beiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beitratenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- beiträtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- tratet beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- trätet beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beitratetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- beiträtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- traten beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- träten beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beitratenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- beiträtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- beizutretendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- beizutretendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- beizutretendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- beizutretendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- beizutretendegerundive، حالت نهادی، جمع
- beizutretendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- beizutretendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- beizutretendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- beizutretendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- beizutretendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- beizutretendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- beizutretendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- beizutretendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- beizutretendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها