رفتن به محتواجفت گرفتن
تأییدنشده
beischlafen فعل
فعل
- جفت گرفتن(to engage in sexual intercourse)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مرزیدنmorzidan[moɹ.ziː.d̪ǽn](to engage in sexual intercourse)تأییدنشده
دستور زبانِ beischlafen
فعل
- تلفظ
- [ˈbaɪ̯ˌʃlaːfn̩]
همهٔ صورتها
- beigeschlafenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beizuschlafenمعلوم، extended، مصدر
- beischlafendمعلوم، participle، حال
- beigeschlafenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schlaf beiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schlafe beiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schlaft beiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schlafe beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- schlafe beiمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beischlafeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- beischlafeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schläfst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- schlafest beiمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beischläfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- beischlafestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schläft beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schlafe beiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beischläftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- beischlafeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schlafen beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- schlafen beiمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- schlaft beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- schlafet beiمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beischlaftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- beischlafetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schlafen beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- schlafen beiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schlief beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schliefe beiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beischliefمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- beischliefeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schliefst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schliefest beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beischliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- beischliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schlief beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schliefe beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beischliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- beischliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- schliefen beiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- schliefen beiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beischliefenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- beischliefenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schlieft beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schliefet beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beischlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- beischliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schliefen beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schliefen beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beischliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- beischliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها