فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جفت گرفتن

تأییدنشده

beischlafen فعل

فعل

  • جفت گرفتن(to engage in sexual intercourse)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرزیدنmorzidan[moɹ.ziː.d̪ǽn](to engage in sexual intercourse)تأییدنشده

دستور زبانِ beischlafen

فعل

تلفظ
[ˈbaɪ̯ˌʃlaːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beigeschlafenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beizuschlafenمعلوم، extended، مصدر
  • beischlafendمعلوم، participle، حال
  • beigeschlafenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schlaf beiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlafe beiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlaft beiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlafe beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schlafe beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beischlafeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • beischlafeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schläfst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlafest beiمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beischläfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • beischlafestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schläft beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schlafe beiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beischläftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beischlafeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schlafen beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schlafen beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schlaft beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlafet beiمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beischlaftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • beischlafetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schlafen beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schlafen beiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlief beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schliefe beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beischliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • beischliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schliefst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schliefest beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beischliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • beischliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schlief beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schliefe beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beischliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beischliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schliefen beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schliefen beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beischliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • beischliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schlieft beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schliefet beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beischlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • beischliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schliefen beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schliefen beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beischliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beischliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها