فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

همراه اش بودن

تأییدنشده

bei sich haben
عبارت

عبارت

  • همراه اش بودنهَمراه اش بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را با خود داشتنچیزی را با خود داشتَنتأییدنشده
  • چیزی پیش خود بودنچیزی پیش خود بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها